معانی کلمه : خشوع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. فروتنی.
۲. از روی خواری و زاری سر به اطاعت فرود آوردن.
۲. از روی خواری و زاری سر به اطاعت فرود آوردن.
فرهنگ معین
(خُ ) [ ع . ] (اِمص . )۱ - فروتنی . ۲ - اطاعت .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) فروتنی کرن خضوع کردن . ۲ - فرمان بردن فرمانبرداری کردن اطاعت کردن . ۳ - ( اسم ) فروتنی خضوع . ۴ - فرمانبرداری .
مترادف و متضاد
اطاعت، فرمانبرداری
افتادگی، تواضع، خضوع، فروتنی ≠ تکبر
۱. افتادگی، تواضع، خضوع، فروتنی
۲. اطاعت، فرمانبرداری ≠ تکبر
