معانی کلمه : خشنودی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
خرسندی، خوشحالی، شادی و شادمانی.
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص . ) ۱ - خرسندی . ۲ - شادمانی .
فرهنگ فارسی
۱ - رضایت رضا . ۲ - شادی شادمانی .
مترادف و متضاد
ارضا، تراضی، خرسندی، خوشحالی، رضامندی، رضایت، شادمانی، شادی ≠ ناخشنودی، ناخرسندی
gratification (اسم)
لذت، سر بلندی، خشنودی
