معانی کلمه : خشتر
لغت نامه دهخدا
خشتر. [ خ َ ت َ] ( اِ ) ولایت در زمان هخامنشیان. || خشتره. خشتک. خشت کوچک. ( یادداشت بخط مؤلف ) :
خروش و خرشه و خشخاش و خشت و خشتر و خم
خر و خروس و خراسان و خرس و خربیواز.
خروش و خرشه و خشخاش و خشت و خشتر و خم
خر و خروس و خراسان و خرس و خربیواز.
فرهنگ فارسی
ولایت در زمان هخامنشیان یا خشتره
