خسوف . [ خ ُ ] (ع اِمص ) گرفتگی ماه . (دهار).
خسوف . [ خ َ ] (ع ص ، اِ) چاه بسیار آب در زمین سنگناک که آب آن منقطع نشود. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).
پنهان شدن ماه در سایۀ زمین وقتی که زمین بین ماه و خورشید است که به سه صورت جزئی و کلی و نیمسایهای رخ میدهد متـ . مَهگرفت، ماهگرفتگی
ماهگرفتگی ≠ کسوف
پنهانشدن، ناپدید شدن، فرو رفتن
۱. ماهگرفتگی
۲. پنهانشدن، ناپدید شدن، فرو رفتن ≠ کسوف
ماه گرفتگ