معانی کلمه : خستوانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. خرقه، جامۀ درویشان.
۲. نوعی جامۀ پشمی خشن: نگر ز سنگ چه مایه به است گوهر سرخ / ز خستوانه چه مایه به است شوشتری (معروفی بلخی: شاعران بی دیوان: ۱۴۴ ).
۲. نوعی جامۀ پشمی خشن: نگر ز سنگ چه مایه به است گوهر سرخ / ز خستوانه چه مایه به است شوشتری (معروفی بلخی: شاعران بی دیوان: ۱۴۴ ).
فرهنگ معین
(خُ یا خَ تَ نِ ) (اِ. ) ۱ - جامة پشمی خشن . ۲ - خرقه .
