کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خر-خر-کردن | کلماتور
معانی کلمه : خر خر کردن
تلفظ بین المللی :
/xˈar xˈar kˈardan/
تلفظ :
[x'aR x'aR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خر کردن
خر کریم را نعل کردن
سر خر را کج کردن
خر پِرِّکُون کِردن
خر بر بام کردن
خر و پف کردن
خر چرانی کردن
خر کریم نعل کردن
پیش خر کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خرخر کردن. [ خ ُ خ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بَخِست کردن. غطیط و آواز خرخر از بینی و خیشوم بوقت خواب برآمدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بخست کردن غطیط و او از خرخر از بینی و خیشوم بوقت خواب بر آمدن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
rattle (فعل)وراجی کردن، تق تق کردن، خر خر کردن، تلق تلق کردن، تغ تغ کردنgrunt (فعل)نالیدن، خر خر کردنsniff (فعل)خر خر کردن، استشمام کردن، بو کشیدن، بینی گرفتن، فن فن کردن، موس موس کردن، خرناس کش، اب بینی را بالا کشیدنpurr (فعل)خر خر کردنsnore (فعل)خر خر کردن، خرناس کشیدن، خرناس کش، خروپف کردن...
کلمات مرتبط
خر کردن
خر کریم را نعل کردن
سر خر را کج کردن
خر پِرِّکُون کِردن
خر بر بام کردن
خر و پف کردن
خر چرانی کردن
خر کریم نعل کردن
پیش خر کردن
نظرات