خریطه. [ خ َ طَ ] ( ع اِ ) کیسه ای از پوست و مانند آن که در آن چیزی کرده دهن آن بند کنند. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). ج ، خَرائط. ظبیة. خلیته. کریتا . کیسه. ( یادداشت بخط مؤلف ) : مشکی از آب کرده پنهان پردر خریطه نگاه داشت چو در.نظامی.خریطه بر خریطه بسته زنجیرز خسرو تا به کیخسرو همی گیر.نظامی.نقل است که در پیش مریدی حکایت می کرد که در بصره نان پزی هست که درجه ولایت دارد م...
فرهنگ عمید
۱. کیسۀ از چرمی یا پارچه ای، کیف. ۲. نقشۀ جغرافیایی.
فرهنگ معین
(خَ طِ ) [ ع . خریطة ] (اِ. ) ۱ - کیسه ای که از چرم یا پوست درست کنند. ۲ - نقشة جغرافیا. ج . خرائط .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - کیس. چرمین یا پوستین . ۲ - صندوقی که از پوست و غیر آن سازند . ۳ - نقش. جغرافیا. جمع : خرائط (خرایط ).
دانشنامه عمومی
خریطه کیسه ای است از پوست و مانند آن که در آن چیزی کرده و ابتدای آنرا می بندند