معانی کلمه : خرق عادت
لغت نامه دهخدا
خرق عادت. [ خ َ ق ِ دَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) معجزه. کارهایی کردن که در عادت تحققش امکان ندارد. || کرامات اولیاء. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
معجزه کارهایی کردن که در عادات تحققش امکان ندارد .
مترادف و متضاد
marvel (اسم)
تعجب، شگفتی، معجزه، اعجاز، خرق عادت، چیز شگفت
miracle (اسم)
معجزه، اعجاز، خرق عادت، واقعه شگفت انگیز، چیز عجیب
