معانی کلمه : خرقه سوختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
( ~. تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) ۱ - بی اعتنایی به نام و ننگ و بی اعتبار داشتن آن . ۲ - ترک ریا کردن . ۳ - نهایت شوق و وجد.
فرهنگ فارسی
سوزاندن خرقه ظاهرا رسمی بوده صوفیانرا که از فرط شوق یا بعلامت شکر خرقه خود را می سوزاندند .
