Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خرقه

تلفظ بین المللی : /xˈerq1eː/ تلفظ :‌ [x'eRq1e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • خرقه تهی کردن
  • خرقه زنانه
  • خرقه پوش
  • خرقه باز
  • خرقه دوختن
  • خرقه سوختن
  • خرقه بازی
  • خرقه سوز
  • خرقه از داشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

خرقة. [ خ ِ ق َ ] (اِخ ) ابن نباته . رجوع به خرقةبن شعاب شود.

خرقة. [ خ ِ ق َ ] (اِخ ) نام اسب اسودبن قرده و اسب معتب غنویست . (از منتهی الارب ).

خرقة. [ خ َ ق َ ] (ع اِمص ) گولی و نادانی . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

خرقة. [ خ ِ ق َ ] (اِخ ) ابن شعاب ...

فرهنگ عمید

۱. (تصوف ) جبه ای که از دست پیر می پوشیده اند و گاهی از تکه های گوناگون دوخته می شد.۲. [قدیمی] نوعی پوستین بلند.۳. [قدیمی] تکه ای از پارچه یا لباس.* خرقه از کسی داشتن: (تصوف ) مرید و پیرو کسی بودن و خرقه از او گرفتن: هرجا که سیه گلیم و شوریده سری است / شاگرد من است و خرقه از من دارد (شیخ ابوالحسن خرقانی: شاعران بی دیوان: ۴۵۵ ).* خرقه انداختن (افکندن ): (مصدر لازم )۱. (تصوف ) خرقه از تن به در کردن ...

فرهنگ معین

(خِ قِ ) [ ع . خرقة ] (اِ. ) ۱ - جامه ای که از تکه پارچه های گوناگون دوخته شود. ۲ - جبة مخصوص درویشان . ۳ - (کن . ) جسد، تن . ۴ - خال . ج . خَرَق . ، ~تهی کردن کنایه از: مردن . ، ~درانداختن از خود بیرون شدن ، مجرد شدن .

دانشنامه آزاد فارسی

خِرقه(نیز: مُرَقَّع و مُرَقَّعه، در لغت به معنی پاره جامه ای که از پاره جامه های دیگر دوخته شده باشد) جامۀ ویژۀ صوفیان. بر دو قسم است: یکی آن که پیران طریقت، در نخستین قدم سیر و سلوک، با انجام مراسمی خاص بر تن سالکان می پوشانند تا از برکت آن از گناهان دور باشند و آن را خرقۀ تبرّک و تشبّه گویند؛ و دیگر خرقه ای است که پیران پس از رشد و تربیت کامل مرید بر او می پوشانند و آن را خرقۀ ارادت و تصوّف گوین...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - قطعه ای از پارچه تکه ای لباس . ۲ - جامه ای که از قطعات مختلف دوخته شود . ۳ - جب. درویشان که آستر آن پوست گوسفند یا خز و سنجاب است جمع : خرق . یا خرقه تهی کردن . مردن فوت کردن .
بن نباته

دانشنامه عمومی

خرقه (فیروزآباد)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد در استان فارس ایران است.فهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان احمدآباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۲ نفر (۲۳خانوار) بوده است.wiki: خرقه...

گویش مازنی

لباس پاره

/Kherghe/ لباس پاره

مترادف و متضاد

cloak (اسم)عبا، رداء، جبه، خرقهsackcloth (اسم)کرباس، خرقه، پارچه کیسه دوزی، پارچه گونیmantle (اسم)پوشش، رداء، خرقه، بالا پوش، شنل زنانه، کلاه توریrobe (اسم)پوشش، رداء، خرقه، جامه بلند زنانه، لباس بلند و گشاد، خلعتgown (اسم)خرقه، روپوش، لباس شب، جامه بلند زنانهstole (اسم)خرقهhairshirt (اسم)خرقه...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خرقه، لباس پیراهن مانند و جلوبسته ای که سالکان به نشانه ورود به طریقت از دست پیر می پوشیده اند و آداب و ادبیات خاص خود را داشته است.خرقه، از ریشه خَرْق به معنای پاره کردن، در لغت به معنای تکه ای از لباسِ پاره شده است که از آن برای وصله زدن استفاده می کردند. همچنین به معنای لباس پر از وصله یا حتی لباسی است که کل آن از تکه های مختلف دوخته شده است. تقدم کاربرد مرقع بر خرقهکاربرد اصطلاحاتی ...

کلمات مرتبط

  • خرقه تهی کردن
  • خرقه زنانه
  • خرقه پوش
  • خرقه باز
  • خرقه دوختن
  • خرقه سوختن
  • خرقه بازی
  • خرقه سوز
  • خرقه از داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات