معانی کلمه : خرسک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. خرس کوچک، بچه خرس.
۲. نوعی قالی با پرزهای بلند.
۳. [قدیمی] نوعی بازی که خطی دایره وار بر زمین می کشند و یکی در میان آن دایره می ایستد و بازی کنان دیگر پیش می روند و او را می زنند و او با پای خود به آن ها می زند و پایش به هر کس بخورد او را به جای خود در میان خط می کشد: استاد معلم چو بُوَد بی آزار / خرسک بازند کودکان در بازار (سعدی: ۱۵۶ ).
۲. نوعی قالی با پرزهای بلند.
۳. [قدیمی] نوعی بازی که خطی دایره وار بر زمین می کشند و یکی در میان آن دایره می ایستد و بازی کنان دیگر پیش می روند و او را می زنند و او با پای خود به آن ها می زند و پایش به هر کس بخورد او را به جای خود در میان خط می کشد: استاد معلم چو بُوَد بی آزار / خرسک بازند کودکان در بازار (سعدی: ۱۵۶ ).
فرهنگ معین
(خِ سَ ) (اِمصغ . ) ۱ - خرس کوچک ، بچه خرس . ۲ - قالی ضخیم و پشم بلند و سنگین و بدنقشه در ابعاد مختلف .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - خرس کوچک بچ. خرس . ۲ - نوعی بازی و آن چنان باشد که خطی بکشند و شخصی در میان خط بایستد و دیگران آیند و او را زنند و او پای خود را بجانب ایشان افشاند بهر کدام که پای او بخورد او را بدورن خط بجای خود آورد . ۳ - قالی ضخیم و پشم بلند و سنگین و بد نقشه .
دانشنامه عمومی
کاربردهای نام خِرسَک:
خرسک، نام دیگر جانوری به نام گورکن
جزیره خرسک از جزیره های دریاچه ارومیه
خرسک (فرش) نوعی گلیم
خرسک، نام دیگر جانوری به نام گورکن
جزیره خرسک از جزیره های دریاچه ارومیه
خرسک (فرش) نوعی گلیم
wiki: خرسک
گویش مازنی
گبه
۱گلیم پشمی کوچک – نوعی قالی کم ارزش ۲جامه ی کلفت و کهنه ۳کره ...
/Khersek/ گلیم پشمی کوچک – نوعی قالی کم ارزش - جامه ی کلفت و کهنه ۳کره ی خر & گبه
مترادف و متضاد
بچهخرس
نوعی بازی کودکانه
قالیدرشتباف، قالی بدنقش
۱. بچهخرس
۲. قالیدرشتباف، قالی بدنقش
۳. نوعی بازی کودکانه
badger (اسم)
گورکن، دوره گرد، خرسک، دستفروش، خرده فروش، شغاره
واژه نامه بختیاریکا
( خِرسَک ) از گونه های زیرانداز و موکت
