Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خرسک

تلفظ بین المللی : /xˈersak/ تلفظ :‌ [x'eRsak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • خَرسُک
  • خرسک باختن
  • خرسک باز
  • خرسک بازی
  • خرسک بیدان
  • خرسک بیدان براچودس
  • خرسک دم حلقه ای
  • چشمه خرسک
  • باریک خرسک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

خرسک. [خ ِ س َ ] ( اِ مصغر ) تصغیر خرس. ( برهان قاطع ). خرس کوچک. ( ناظم الاطباء ). || فرش و پلاسی است پشم دار. ( از برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) : ای جل خرسک تکلتو را مکن غیب و در بر سر تو هم در توبره.نظام قاری.ای تکلتو بکفل پوش چو روزی برسی خدمات جل خرسک برسان ایشان را.نظام قاری.تاک را از برگها در زیر خویش پوست تخت پاره پاره و سرو را از بارها... جل خرسک تکه تکه.( طغرا، از آنندراج ). || نوعی ...

فرهنگ عمید

۱. خرس کوچک، بچه خرس.
۲. نوعی قالی با پرزهای بلند.
۳. [قدیمی] نوعی بازی که خطی دایره وار بر زمین می کشند و یکی در میان آن دایره می ایستد و بازی کنان دیگر پیش می روند و او را می زنند و او با پای خود به آن ها می زند و پایش به هر کس بخورد او را به جای خود در میان خط می کشد: استاد معلم چو بُوَد بی آزار / خرسک بازند کودکان در بازار (سعدی: ۱۵۶ ).

فرهنگ معین

(خِ سَ ) (اِمصغ . ) ۱ - خرس کوچک ، بچه خرس . ۲ - قالی ضخیم و پشم بلند و سنگین و بدنقشه در ابعاد مختلف .

دانشنامه آزاد فارسی

خِرْسَکجزیرکی با مساحت دو هکتار در شمال دریاچۀ ارومیه. در ۱۷کیلومتری شمال شرقی قوشچی قرار دارد. بلندترین نقطۀ آن ۱,۳۲۹ متر است.wikijoo: خرسک خرسک (صنایع دستی). خِرْسَک (صنایع دستی)فرشینه ای درشت بافت و دارای پرز و گره. این فرشینه کم دوام و اندازۀ آن معمولاً ۷۰×۹۰ سانتی متر است.wikijoo: خرسک_(صنایع_دستی)...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - خرس کوچک بچ. خرس . ۲ - نوعی بازی و آن چنان باشد که خطی بکشند و شخصی در میان خط بایستد و دیگران آیند و او را زنند و او پای خود را بجانب ایشان افشاند بهر کدام که پای او بخورد او را بدورن خط بجای خود آورد . ۳ - قالی ضخیم و پشم بلند و سنگین و بد نقشه .

دانشنامه عمومی

کاربردهای نام خِرسَک:
خرسک، نام دیگر جانوری به نام گورکن
جزیره خرسک از جزیره های دریاچه ارومیه
خرسک (فرش) نوعی گلیم
wiki: خرسک

گویش مازنی

گبه

۱گلیم پشمی کوچک – نوعی قالی کم ارزش ۲جامه ی کلفت و کهنه ۳کره ...

/Khersek/ گلیم پشمی کوچک – نوعی قالی کم ارزش - جامه ی کلفت و کهنه ۳کره ی خر & گبه

مترادف و متضاد

بچه‌خرس

نوعی بازی کودکانه

قالی‌درشت‌باف، قالی بدنقش

۱. بچهخرس
۲. قالیدرشتباف، قالی بدنقش
۳. نوعی بازی کودکانه

badger (اسم)
گورکن، دوره گرد، خرسک، دستفروش، خرده فروش، شغاره

واژه نامه بختیاریکا

( خِرسَک ) از گونه های زیرانداز و موکت

کلمات مرتبط

  • خَرسُک
  • خرسک باختن
  • خرسک باز
  • خرسک بازی
  • خرسک بیدان
  • خرسک بیدان براچودس
  • خرسک دم حلقه ای
  • چشمه خرسک
  • باریک خرسک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات