کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : خرد پیوند
تلفظ بین المللی :
/xˈerad pˈejvand/
تلفظ :
[x'eRad p'ejvand]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خردپیوند
خودپیوندینه
خرد
خرد خرد
خرد خرد اشامیدن
خرد خرد تمام کردن
خرد ساختن
خرد شدن
خرد شونده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خردپیوند. [ خ ُ پ َی ْ / پ ِی ْ وَ ] ( ص مرکب ) کم جثه. کوچک. باریک اندام :
با آن پسران خردپیوند
هم لوح نشسته دختری چند.
نظامی.
فرهنگ فارسی
کم جثه کوچک
کلمات مرتبط
خردپیوند
خودپیوندینه
خرد
خرد خرد
خرد خرد اشامیدن
خرد خرد تمام کردن
خرد ساختن
خرد شدن
خرد شونده
نظرات