کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خرد-سالگی | کلماتور
معانی کلمه : خرد سالگی
تلفظ بین المللی :
/xˈerad sˈɑleɡˌi/
تلفظ :
[x'eRad s'Aleg,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خردسالگی
خورد سالی
خردسالی
پوسیدگی خردسالی
کشک خود را ساییدن یا سابیدن
خرد
خرد خرد
خرد خرد اشامیدن
خرد خرد تمام کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خردسالگی. [ خ ُ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) حالت خردسال بودن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
حالت خرد سال بودن
کلمات مرتبط
خردسالگی
خورد سالی
خردسالی
پوسیدگی خردسالی
کشک خود را ساییدن یا سابیدن
خرد
خرد خرد
خرد خرد اشامیدن
خرد خرد تمام کردن
نظرات