کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خرده-کردن | کلماتور
معنی کلمه : خرده کردن
تلفظ بین المللی :
/xˈordeː kˈardan/
تلفظ :
[x'oRde: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
از روی خرده گیری صحبت کردن
خرده فروشی کردن
خرده گیری کردن
خرده سنجی کردن
الت قطع کردن یا خرد کردن
با دندان خرد و پاره کردن
با ماشین خرد کردن
پینه خورده کردن
خرد خرد تمام کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خرده کردن. [ خ ُ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بقطعات ریز تبدیل کردن.
- خرده کردن پول ؛ پولی را به واحدهای کوچک تبدیل کردن. پول خرد کردن.
کلمات مرتبط
از روی خرده گیری صحبت کردن
خرده فروشی کردن
خرده گیری کردن
خرده سنجی کردن
الت قطع کردن یا خرد کردن
با دندان خرد و پاره کردن
با ماشین خرد کردن
پینه خورده کردن
خرد خرد تمام کردن
نظرات