کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خراطی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : خراطی کردن
تلفظ بین المللی :
/xarˈɑti kˈardan/
تلفظ :
[xaR'Ati k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خیاطی کردن
خرابی کردن
شانه خالی کردن
با اهنگ خاصی ادا کردن
با تلمبه خالی کردن
با لحن خاصی تلفظ کردن
با ملاقه خالی کردن
باد خالی کردن
باد و گاز معده را خالی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خراطی کردن. [ خ َرْ را ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در روی چیزی عمل خراطی انجام دادن. در چیزی خراطی اجرا کردن.
فرهنگ فارسی
در روی چیزی عمل خراطی انجام دادن در چیزی خراطی اجرا کردن .
مترادف و متضاد
lathe
(فعل)
تراش دادن، خراطی کردن
کلمات مرتبط
خیاطی کردن
خرابی کردن
شانه خالی کردن
با اهنگ خاصی ادا کردن
با تلمبه خالی کردن
با لحن خاصی تلفظ کردن
با ملاقه خالی کردن
باد خالی کردن
باد و گاز معده را خالی کردن
نظرات