Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خرابی

تلفظ بین المللی : /xarˈɑbi/ تلفظ :‌ [xaR'Abi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • خرابی برق
  • خرابی ریل
  • خرابی سرایتگر
  • خرابی عرضی
  • خرابی بار آوردن
  • خرابی بار اوردن
  • خرابی بالا آوردن
  • خرابی بالا اورد
  • خرابی بصره
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

خرابی . [ خ َ ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن صرح بغدادی معروف به خرابی ، از روات است . او از محمدبن اسحاق مسیبی و غیره حدیث دارد و ابوبکربن مجاهد و ابوالحسین بن منادی از او روایت دارند. (از معجم البلدان ).

خرابی. [خ َ ] ( حامص ) ویرانی. ( از ناظم الاطباء ) : سه پایه بر فلک زد زین خرابی گذشت از پایه خاکی و آبی.نظامی.به ز خرابی چو دگرکوی نیست جز بخرابی شدنم روی نیست...

فرهنگ عمید

۱. ویرانی.
۲. تباهی، فساد.
۳. بی نظمی.

فرهنگ فارسی

ویران
۱ - ویرانی مقابل آبادی . ۲ - تباهی فساد . ۳ - مستی و بیخودی . ۴ - زیان ضرر .
ابوبکر محمد بن صرح بغدادی معروف به خرابی از روات است .

گویش مازنی

۱ویرانی ۲زباله – آشغال

/Kheraabi/ ویرانی - زباله – آشغال

مترادف و متضاد

نابسامانی، تباهی، تخریب، ویرانی ≠ آبادی

۱. نابسامانی، تباهی، تخریب، ویرانی ≠ آبادی
۲. اضمحلال، انهدام، هدم ≠ آباد
۳. فساد ≠ صلاح
۴. عیب، نقص ≠ حسن، کمال
۵. بیخودی، ، سیاهمستی، مستی ≠ هشیاری
۶. بیخودی، سیاهمستی ≠ هشیاری
۷. زیان، ضرر، آسیب ≠ سود
۸. رسوایی، بدنامی
۹. ضعف

decay (اسم)تنزل، زوال، فساد، خرابی، پوسیدگی، تباهیruin (اسم)ضلالت، نابو...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خرابی ویرانی و انهدام چیزی را گویند . از آن در بابهای طهارت، صلات، جهاد، تجارت، اجاره، شرکت و وقف سخن گفته اند.خراب کردن قبر مسلمان به خاک سپرده شده در قبرستان وقف ی، با علم به پوسیدن بدن وی جایز است. قبر کسانی که تعظیم آنان واجب است، مانند انبیا، ائمه، امام زادگان، علما و شهدا، از این حکم مستثنا و تخریب قبر آنها حرام است. بازسازی قبر پس از خرابی آن، جز قبور کسانی که واجب التعظیم اند، ک...

واژه نامه بختیاریکا

خماره

فرهنگستان زبان و ادب

{corruption} [مهندسی مخابرات] عملی که کارکرد یک سامانه را با خرابکاری در عملیات یا داده های آن به گونه ای نامطلوب تغییر می دهد
{failure} [مهندسی مخابرات] از دست رفتن قابلیت سامانه یا دستگاه برای انجام کار مورد نظر

کلمات مرتبط

  • خرابی برق
  • خرابی ریل
  • خرابی سرایتگر
  • خرابی عرضی
  • خرابی بار آوردن
  • خرابی بار اوردن
  • خرابی بالا آوردن
  • خرابی بالا اورد
  • خرابی بصره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات