Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خذوم

تلفظ بین المللی : /xˈozuːm/ تلفظ :‌ [x'ozu:m]
لغت نامه دهخدا
  • طلب خصومت
  • با خصومت روبرو شدن
  • خدوم
  • خصومت آمیز
  • خصومت امیز
  • خصومت دیرین
  • خصومتآمیز
  • خنوم
  • خوموتوف
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خذوم. [ خ َ ] ( ع ص ) برنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از تاج العروس ). سیف خذوم ؛ شمشیر که زود برد. || شتابنده. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). ( از آنندراج ). منه : ظلیم خذوم ؛ شترمرغ شتابنده.

کلمات مرتبط

  • طلب خصومت
  • با خصومت روبرو شدن
  • خدوم
  • خصومت آمیز
  • خصومت امیز
  • خصومت دیرین
  • خصومتآمیز
  • خنوم
  • خوموتوف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات