Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خدیو

تلفظ بین المللی : /xˈadiv/ تلفظ :‌ [x'adiv]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • خدیو پرست
  • راست خدیو
  • کشور خدیو
  • کیهان خدیو
  • کیوان خدیو
  • گیتی خدیو
  • گیهان خدیو
  • ترکان خدیو
  • جهان خدیو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خدیو. [ خ ِ ی ْ وْ ] (اِخ ) لقبی است اسماعیل پاشا چهارمین امیر و حاکم از سلسله ٔ خدیوان مصر را.

خدیو. [ خ ِ / خ َ ی ْ وْ ] ( اِ ) پادشاه. ( ناظم الاطباء ) ( برهان قاطع ) ( شرفنامه منیری ) ( انجمن آرای ناصری ). شاه. ملک. سلطان. ( یادداشت بخط مؤلف ). در لغت فرس آمده «خدیو» خداوند بود. و از این جهت گویند کشورخدیو و کیهان خدیو : سیامک بدست خود و رای دیوتبه گش...

فرهنگ عمید

۱. خداوند.
۲. پادشاه.
۳. امیر.

فرهنگ معین

(خَ ) [ په . ] (اِ. ) پادشاه .

دانشنامه آزاد فارسی

لقب حکمرانان مصر. اسماعیل ، حکمران مصر، در ۱۸۳۱ این لقب را به جای پاشا که پیش از آن معمول بود، برای خود اختیار کرد. اسامی خدیوان مصر به قرار ذیل است : محمد علی پاشای بزرگ (۱۸۰۵ـ۱۸۴۸)؛ ابراهیم پاشا (۱۸۴۸)؛ عباس اول (۱۸۴۸ـ۱۸۵۴)؛ سعید پاشا (۱۸۵۴ـ۱۸۶۳)؛ اسماعیل (۱۸۶۳ـ۱۸۷۹)؛ محمد توفیق (۱۸۷۹ـ۱۸۹۲)؛ عباس دوم (۱۸۹۲ـ۱۹۱۴). مقارن جنگ جهانی اول که دولت انگلیس عباس حلمی پاشا را به مناسبت تمایل او به سلطان عث...

فرهنگ فارسی

خداوند، پادشاه، امیر، خدیورهم گفته شده است
( اسم ) ۱ - پادشاه خداوند( مطلقا ) . ۲ - عنوان هر یک از پادشان دور. اخیر مصر . ۳ - امیر . ۴ - بزرگ قوم .
پادشاه شاه ملک

دانشنامه عمومی

خدیو (ترکی عثمانی: خدیو) لقبی با ریشه فارسی «خدا»، به معنی صاحب و ارباب است. این لقب از سال ۱۸۶۶ یا ۱۸۶۷ منحصراً برای والیان امپراتوری عثمانی در مصر کاربرد داشت. هنگامی که مصر تحت الحمایه بریتانیا سال ۱۹۱۴ شد، سلطنت مصر شروع شد بجای این لقب از سلطان استفاده شد.سلسله خدیوی مصرخاندان محمد علینخستین کسی که با این لقب خوانده شد خدیوی اسماعیل است. پیش از وی، از محمدعلی پاشا تا محمد سعید پاشا این لقب را...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: xadiv) (در قدیم) امیر ، رئیس ، فرمانروا ؛ پادشاه ، خداوند (مطلقاً) ؛ (در اعلام) عنوان هریک از پادشاهان دوره‌ی اخیر مصر .

اسم: خدیو (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: khadiv) (فارسی: خَديو) (انگلیسی: khadiv)
معنی: خداوند، پادشاه، امیر، فرمانروا، ( در قدیم )، رئیس، ( اَعلام ) عنوان هریک از پادشاهان دوره ی اخیر مصر

مترادف و متضاد

امیر، پادشاه، خدیور، خلیفه، سلطان، شهریار

lord (اسم)ارباب، سید، خداوند، مالک، خدیو، لرد، صاحب، شاهزادهoverlord (اسم)مافوق، ارباب، خدیوmonarch (اسم)فرمانده، خسرو، فرمانروای مطلق، خدیو، پادشاه، سلطان، شهریار، مرد کلاه دارkhedive (اسم)خدیو، لقب امیر مصر در قدیم...

کلمات مرتبط

  • خدیو پرست
  • راست خدیو
  • کشور خدیو
  • کیهان خدیو
  • کیوان خدیو
  • گیتی خدیو
  • گیهان خدیو
  • ترکان خدیو
  • جهان خدیو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات