Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خدره

تلفظ بین المللی : /xadˈareː/ تلفظ :‌ [xad'aRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • روش خبره بنیاد
  • سبک خدیه
  • شاد خوره
  • سال خرده
  • سامانۀ خبره
  • سرخ غش خدمه
  • شاپور خره
  • شاپور خوره
  • سیاه غش خدمه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خدرة. [ خ ِ رَ ] (اِخ ) مونث خدر است . رجوع به خدر شود.

خدرة. [ خ ِ رَ ](اِخ ) لقب عمربن ذهل بن شیبانست . (از منتهی الارب ).

خدره . [ خ ِ رَ ] (اِخ ) بطنی است از ذهل بن شیبان . (انساب سمعانی ).

خدره . [ خ ُ رَ ] (اِخ ) نام ماده خری . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء)....

فرهنگ عمید

شرارۀ آتش.

فرهنگ معین

(خُ رِ ) (اِ. ) ۱ - ریزه و خرده . ۲ - شرارة آتش .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - ریزه و خرده . ۲ - شرار. آتش .
نام بطنی از خزرج است که بنام بنی خدره موسومند .

کلمات مرتبط

  • روش خبره بنیاد
  • سبک خدیه
  • شاد خوره
  • سال خرده
  • سامانۀ خبره
  • سرخ غش خدمه
  • شاپور خره
  • شاپور خوره
  • سیاه غش خدمه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات