معانی کلمه : خداش
لغت نامه دهخدا
خداش . [ خ ِ ] (اِخ ) ابن عیاش عبدی ، مکنی به ابومحل . وی از تابعان بود.
خداش . [ خ ِ ] (اِخ ) ابن حُمَید. وی از شاعران عرب بوده است . (از منتهی الارب ).
خداش . [ خ ِ ] (اِخ ) ابوسلامه . وی از صحابیان بوده است . رجوع به خداش بن سلامه شود.
فرهنگ فارسی
بوسلامه وی از صحابیان بوده است
