Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خجول

تلفظ بین المللی : /xˈadʒul/ تلفظ :‌ [x'adZul]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خجوله
  • خجولیدن
  • امین الخولی
  • زر خول
  • عرق خجلت
  • علقمه ٔ خولانی
  • عماره ٔ خولانی
  • قلعه خولان
  • لعب الخجل
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خجول. [ خ َ ] ( از ع ، ص ) شرمگین. شرمگن. شرمسار. آنکه بسیار شرم آورد. شرمناک.

فرهنگ معین

(خَ ) [ ع . ] (ص . ) شرمگین ، شرمنده .

فرهنگ فارسی

( صفت ) شرمگین شرم زده شرمسار .

مترادف و متضاد

خجالتی، شرم‌رو، کمرو، محجوب ≠ پررو، گستاخ

shy (صفت)خجل، خجول، کمرو، محجوب، خجالتی، ترسو، رموکbashful (صفت)فروتن، خاضع، خجول، کمرو، محجوب، خجالتی، خجالت کش، ترسو، فایblushful (صفت)خجولshamefaced (صفت)خجول، کمرو، خجالتی، خجالت کش، ترسوself-conscious (صفت)خجول، خجالتی، خوداگاه...

کلمات مرتبط

  • خجوله
  • خجولیدن
  • امین الخولی
  • زر خول
  • عرق خجلت
  • علقمه ٔ خولانی
  • عماره ٔ خولانی
  • قلعه خولان
  • لعب الخجل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات