خجستگی. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) میمنت. سعادت. نیک بختی. مبارکی. ( از ناظم الاطباء ). فرخی و فرخندگی.مبارکی. یمن : کس فرستاد که کودک را باز من آر حلیمه را سخت آمد از خجستگی و برکات پیغامبر علیه السلام که بخانه او پدید آمده بود گفت برکات و خجستگی او بخانه پدید آمده است. ( ترجمه طبری بلعمی ).خلاف کردن اوسخت ناخجسته بودمکن خلاف و دل از ناخجستگی برهان.عنصری.آثار تازگی و نشان خجستگی بر صورت مبارک...
فرهنگ عمید
خجسته بودن، میمنت، مبارکی: خلاف کردن او سخت ناخجسته بُوَد / مکن خلاف و دل از ناخجستگی بِرَهان (عنصری: ۲۱۴ ).