معانی کلمه : ختلان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(خَ ) (اِ. ) نام ناحیه ای از بدخشان در ماورالنهر که اسبان خوب و زنان زیبارویش معروف بودند.
فرهنگ فارسی
ولایتی بود از بدخشان در ماورائ النهر نزدیک سمرقند در مبان کوههای بزرگ و آبادان و بسیار کشت و بسیار مردم . معادن سیم و زر در کوههای آن فراوان بود و در آنجا اسبهای نیکو تربیت میکردند .
( مصدر ) فریب دادن خدعه کردن گول زدن ختل .
نام شهرهای مجتمعی است در ماورائ النهر بنزدیک سمرقند .
( مصدر ) فریب دادن خدعه کردن گول زدن ختل .
نام شهرهای مجتمعی است در ماورائ النهر بنزدیک سمرقند .
مترادف و متضاد
خدعه کردن، فریب دادن، گول زدن، نیرنگ زدن
