کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : خبیی
تلفظ بین المللی :
/xobˈii/
تلفظ :
[xob'ii]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خبیی کردن
ادم خبیی
امامی خویی جمال الدین
زشت خویی
زفت خویی
ستیزه خویی
شعله خویی
شکر خایی
شکر خاییدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
miscreant (اسم)پست، خبیی، خونی، بدعت گذار، خدا نشناسmiscreant (صفت)خبیی، خراب، رافضی، بی دین، خدا نشناس، بی وجدانabominable (صفت)زشت، مکروه، ناپسند، منفور، خبییdevilish (صفت)خبیی، بسیار بد، اهریمنی، شیطان صفتevil (صفت)خبیی، فاسد، مضر، بد، شریر، بدکار، زیان اور، شریرانه، پر ازارhellish (صفت)خبیی، جهنمی، دوزخیmalicious (صفت)خبیی، بدکار، از روی بدخواهی، بد اندیش، از روی عنادmischievous (صفت)خبیی، شیط...
کلمات مرتبط
خبیی کردن
ادم خبیی
امامی خویی جمال الدین
زشت خویی
زفت خویی
ستیزه خویی
شعله خویی
شکر خایی
شکر خاییدن
نظرات