Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خاک مرده

تلفظ بین المللی : /xˈɑk mordˈeː/ تلفظ :‌ [x'Ak moRd'e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • خاک مرده بر یا روی جایی پاشیدن
  • خاک مار مرده
  • به خاک سپردن مرده
  • مرد را باید دست به پشتش بزنی خاک بلند بشه
  • خاک مردان
  • علی مردان خان بختیاری
  • اب انبار علی مردان خان
  • خیانت علی مردان خان و تسلیم قندهار
  • علی مردان خان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

خاک مرده. [ ک ِ م ُ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) زمینی که رستنی در آن نباشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || خاک پوک که آب بسیار بخود گیرد : سالکان را صحبت تن پروران سنگ ره است سیل را این خاکهای مرده کاهل میکند.صائب ( از آنندراج ). || ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) قبر. گور : چشمه صاف بقا آلوده گرد فناست بوی خاک مرده می آید ز آب زندگی.میرزا حسن واهب ( از آنندراج )....

فرهنگ فارسی

زمینی که رستنی در آن نباشد .

گویش مازنی

خاک بی حاصل – خاک بی قوت

/Khaake merde/ خاک بی حاصل – خاک بی قوت

کلمات مرتبط

  • خاک مرده بر یا روی جایی پاشیدن
  • خاک مار مرده
  • به خاک سپردن مرده
  • مرد را باید دست به پشتش بزنی خاک بلند بشه
  • خاک مردان
  • علی مردان خان بختیاری
  • اب انبار علی مردان خان
  • خیانت علی مردان خان و تسلیم قندهار
  • علی مردان خان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات