Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خامش

تلفظ بین المللی : /xˈɑmaʃ/ تلفظ :‌ [x'AmaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • خامش شدن
  • خامش ماندن
  • خامش کردن
  • خامشه
  • خامشی
  • خامشی گزیدن
  • رهاساز خاشه
  • روغن خام
  • رویۀ خام
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خامش. [ م ُ ] ( ص ) مخفف خاموش باشد.( آنندراج ). خاموش. ( ناظم الاطباء ) ( اشتنگاس ). مختصر خاموش. ( شرفنامه منیری ) .ساکت. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 367 ). صامت : بدو گفت خاقان که هرشهریارکه از نیک و بد برنگیرد شمارببد کردن بنده خامش بودتو او را چنان دان که بیهش بود.فردوسی.بدو گفت پور سیاوش تویی خردمند و بیدار و خامش تویی.فردوسی.ز گفتار خامش چرا ماندیدچنین از جگر جوش بنشاندید.فردوسی.که امروز ترکان چ...

فرهنگ عمید

خاموش#NAME?

= خاموش

فرهنگ معین

(مُ ) (ص . ) نک خاموش .

فرهنگ فارسی

مخفف خاموش
(صفت ) ۱ - ساکت بیصدا. ۲ - بی زبان گنگ . ۳ - آرام . ۴ - چراغ یا آتش که نور و حرارت آن از میان رفته منطقی . ۵ - ( اسم ) ساکت باش . : ( (( روباه ) گفت : خاموش . که اگر حسودان بفرض گویند (روباه ) شتر است و گرفتار آیم کرا غم تخلیص من باشد ? ) ) ( گلستان )

کلمات مرتبط

  • خامش شدن
  • خامش ماندن
  • خامش کردن
  • خامشه
  • خامشی
  • خامشی گزیدن
  • رهاساز خاشه
  • روغن خام
  • رویۀ خام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات