خاقان . (اِخ ) ابن المؤمل بن خاقان . یکی از خطباء بوده است . (البیان و التبیین ج 1 ص 279).
خاقان . (اِخ ) ابن صبیح . یکی از راویان است و در عقدالفریداز او داستانی منقول است . (عقدالفرید ج 7 ص 196)....
فرهنگ عمید
۱. لقب پادشاهان چین و ترکستان ۲. پادشاه، شاهنشاه. ۳. در دورۀ قاجار، لقب بعضی از درباریان و نزدیکان شاه، مقرب الخاقان.
فرهنگ معین
[ تُر - معر. ] (اِ. ) لقبی برای پادشاهان چین و ترکستان . ج . خواقین .
فرهنگ فارسی
خانان، خان، پادشاه، لقب پادشاه چین وترکستان ( اسم ) عنوانی است که بیاد شاهان چین و ترکان داده اند . جمع : خواقین . تخلص فتحعلیشاه قاجار بوده است .
دانشنامه عمومی
خاقان (خط اورخون: 𐰴𐰍𐰣, kaɣan; مغولی: хаан, Khaan) به معنی خان بزرگ یا خان خانان عنوانی معادل واژه امپراتور به زبان های مغولی و زبان های ترکی تبار است و عموما به کسی گفته می شد که بر سرزمینی وسیع متشکل از چندین خانات حکومت می کرد و به حکومت او خاقانات می گفتند معادل مونث این واژه خاتون محسوب می شود.خان (لقب)این عنوان پس از عنوان شاهنشاه لقب اصلی فرمانروایان صفوی و قاجار محسوب می شد در دوران حکوم...
فرهنگ اسم ها
اسم: خاقان (پسر) (ترکی) معنی: لقب پادشاهان چین و ترک، پادشاه