معانی کلمه : خاصه بک
لغت نامه دهخدا
خاصه بک. [ ص َ / ص ِ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) بزرگ. بزرگوار. لقبی از القاب ترکان است و در دوره قاجاریه نیز بوده و آن مرکب از خاصه عربی و بک ترکی است :
آنکه گرفت دست تو خاصه بک زمان بود.باده خاص درفکن خاصه بک خدا توئی.
آنکه گرفت دست تو خاصه بک زمان بود.باده خاص درفکن خاصه بک خدا توئی.
فرهنگ فارسی
بزرگ . بزرگوار
