معانی کلمه : خاص
لغت نامه دهخدا
خاص . (اِخ ) نام قریه ای است بخوارزم .
خاص . (اِخ ) یکی از وادیهای خیبر است . ابن اسحاق می گوید خیبر صاحب دو وادی است . یکی وادی سُرَیرو دیگر وادی خاص و این دو وادی است که خیبر بر آنهاقسمت شده . (از معجم البلدان یاقوت حموی باختصار).
فرهنگ عمید
۱. [مقابلِ عام] ویژه، مخصوص.
۲. برگزیده.
۳. معین.
۴. انحصاری.
۲. برگزیده.
۳. معین.
۴. انحصاری.
فرهنگ معین
(صّ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - ویژه ،برگزیده . ۲ - منفرد، ممتاز. ۳ - برگزیدة قوم . ، ~ و عام همة افراد، افراد برگزیده و افراد عادی .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
خاص (آلبوم). خاص آلبومی در سبک موسیقی ترنس است که با صدای محسن چاوشی، فرزاد فرزین، علی اصحابی، شهاب رمضان، بابک جهانبخش، پیام صالحی، مهدی مدرس، مازیار فلاحی و رضا یزدانی منتشر شد.
wiki: خاص (آلبوم)
مترادف و متضاد
اختصاصی، مختص، مخصوص، ویژه ≠ عام
۱. اختصاصی، مختص، مخصوص، ویژه ≠ عام
۲. یگانه، برجسته، اعلا، برگزیده، ممتاز،
۳. ناب، خالص، پاک، پاکیزه، سره ≠ ناسره
۴. اصیل، پاکنژاد، نژاده
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
گُلالِه
