معانی کلمه : خاش
لغت نامه دهخدا
خاش . (اِ) نام گیاهی است که در شیرکوه منزول نام دهند. قطیم . عودالخیر . (معجم انجلیزی عربی فی العلوم الطبیة و الطبیعیة چ محمد شرف ).
خاش . (ع اِ) قماش خانه و متاع روی آن . || خش ّ است که بمعنی پیادگان باشد. (منتهی الارب ). || (ص ) در حالت رفع و جر بدون الف و لام از خشی بمعنی ترسیدن .
فرهنگ عمید
خاشاک#NAME?
عاشق شوریده؛ شیدا.
۱. مادرزن.
۲. مادرشوهر.
= خاشاک
۱. مادرزن.
۲. مادرشوهر.
عاشق شوریده، شیدا.
۱. مادرزن.
۲. مادرشوهر.
عاشق شوریده، شیدا.
فرهنگ معین
(اِ.) عاشق شوریده .
(اِ.) ریزة چوب و علف .
(اِ.) = خش . خشو. خوشه : مادرزن ، مادر شوهر.
(اِ. ) عاشق شوریده .
(اِ. ) = خش . خشو. خوشه : مادرزن ، مادر شوهر.
(اِ. ) ریزة چوب و علف .
(اِ. ) = خش . خشو. خوشه : مادرزن ، مادر شوهر.
(اِ. ) ریزة چوب و علف .
فرهنگ فارسی
مقدار اکسیژنی که باید برای اُکسایش آلودگیهای موجود در فاضلاب مصرف شود متـ . خواست اکسیژن شیمیایی
شهرستانی است در افغانستان از مضافات فراه که بفاصله کمی در مشرق چخانور ( نقطه سرحدی افغانستان و سیستان در چند فرسخی زابل ) واقع شده .
( اسم ) کسی که محبت بافراط دارد عاشق شوریده .
نام برادر افشین است .
( اسم ) کسی که محبت بافراط دارد عاشق شوریده .
نام برادر افشین است .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
بوسه
لاغر و مردنی
۱استخوان – تکه ای استخوان ۲خوب
/khaash/ بوسه & لاغر و مردنی & استخوان – تکه ای استخوان - خوب
فرهنگستان زبان و ادب
{COD, chemical oxygen demand} [مهندسی محیط زیست و انرژی] مقدار اکسیژنی که باید برای اُکسایش آلودگی های موجود در فاضلاب مصرف شود
متـ . خواست اکسیژن شیمیایی
