Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خاست

تلفظ بین المللی : /xˈɑst/ تلفظ :‌ [x'Ast]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خاست و خم
  • خاست و نشست
  • نشست و خاست
  • کته خاست کتی
  • مال خاست
  • زن و ز خاست
  • ارم خاست
  • نشست و خاست کر
  • نشست و خاست کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خاست . (اِخ ) شهرکی است از نواحی بلخ اندر قرب اندراب بلخ . (ازمعجم البلدان ج 3 ص 388). منسوب به این نقطه خاستی است . (الانساب سمعانی ). در حدودالعالم (ضمیمه ٔ گاهنامه ٔ سال 1312) در ص 69 ذیل ناحیت ماوراءالنهر آید: «شهرکهائی اند بر حد فرغانه و ایلاق ، سامی سبرک ، شهرکی است خرم و آبادان ، برفکسوم ، حنح ، خاس ، شهرکهائی اند باکشت و برز بسیار» - انتهی . شاید خاس همین خاست باشد. در حواشی تاریخ سیستان م...

فرهنگ عمید

۱. = خاستن
۲. خاستن، بلند شدن، برپا شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر اسم ) عمل خاستن خفت و خاست.
شهرکی است از نواحی بلخ اندر قرب اندراب بلخ. منسوب به این نقطه خاستی است.

مترادف و متضاد

۱. بیداری، برخاستن
۲. خیزش


کلمات مرتبط

  • خاست و خم
  • خاست و نشست
  • نشست و خاست
  • کته خاست کتی
  • مال خاست
  • زن و ز خاست
  • ارم خاست
  • نشست و خاست کر
  • نشست و خاست کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات