خارز. [ رِ ] (ع ص ) کسی که صراحی چرمی می دوزد. (ناظم الاطباء).
خارز. [ رِ ] ( ع ص ) کسی که صراحی چرمی می دوزد. ( ناظم الاطباء ).خارز. [ رِ ] ( اِخ ) ازازهری حکایت شده است که او آن را با فتح ضبط کرد ولی صاحب معجم البلدان می گوید من چنین ضبطی را بخط او ندیده ام. باری آن نهری است بین اربل و موصل و بین زاب اعلی و موصل و بر کنار آن دهکده ای است که بنام نخلاموسو...