Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خارز

تلفظ بین المللی : /xˈɑrez/ تلفظ :‌ [x'ARez]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خارز بانک
  • ماشین خارزنی
  • خارزار
  • خارزبانک
  • خارزد
  • خارزن
  • خارزنج
  • خارزنجی
  • خارزنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خارز. [ رِ ] (ع ص ) کسی که صراحی چرمی می دوزد. (ناظم الاطباء).

خارز. [ رِ ] ( ع ص ) کسی که صراحی چرمی می دوزد. ( ناظم الاطباء ).خارز. [ رِ ] ( اِخ ) ازازهری حکایت شده است که او آن را با فتح ضبط کرد ولی صاحب معجم البلدان می گوید من چنین ضبطی را بخط او ندیده ام. باری آن نهری است بین اربل و موصل و بین زاب اعلی و موصل و بر کنار آن دهکده ای است که بنام نخلاموسو...

فرهنگ فارسی

کسی که صراحی چرمی می دوزد

کلمات مرتبط

  • خارز بانک
  • ماشین خارزنی
  • خارزار
  • خارزبانک
  • خارزد
  • خارزن
  • خارزنج
  • خارزنجی
  • خارزنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات