Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خارداران

تلفظ بین المللی : /xˈɑrdɑrˌɑn/ تلفظ :‌ [x'ARdAR,An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • خارداریان
  • کارداران
  • کارداران فلک
  • بوته خاردار
  • پوست زبرو خاردارمیوه
  • خاکسارانه
  • خرچنگ خاردار
  • خاردار کردن
  • خارداری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خارداران. ( اِ مرکب ) خارداران که بنام اکینیدها یا توتیاهای دریائی یا اورسن ها موسوم میباشند خارپوستانی هستند که بدنشان را جلد سختی پوشانده است ، این جلد سخت از صفحات بهم پیوسته ای ترکیب گردیده که مانند خارپوستان دیگر در درون درم بوجود آمده اند و روی آنها را اپی تلیوم نازک با سلولهای پی و پوششی پوشانده است بر روی بدن خارهای متعددخیلی متحرک قرار دارند ( اسم این رده نیز بواسطه وجود همین خارها است )....

فرهنگ عمید

تیره ای از جانوران دریایی از نوع خارپوستان، توتیاها.

فرهنگ فارسی

خار داران که بنام اکینیدها یا توتیاهای دریائی یا اورسن ها موسوم میباشند خار پوستانی هستند که بدنشان را جلد سختی پوشانده است .

کلمات مرتبط

  • خارداریان
  • کارداران
  • کارداران فلک
  • بوته خاردار
  • پوست زبرو خاردارمیوه
  • خاکسارانه
  • خرچنگ خاردار
  • خاردار کردن
  • خارداری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات