معانی کلمه : خار
لغت نامه دهخدا
خار. (ص ) خوب (بلهجه ٔ طبری ).
خار. (اِ) خار. خیار است به لغت هندی .
خار. (اِخ ) ده مهمی بوده از دهستان خاروطوران بخش بیارجمند شهرستان شاهرود که ویران شده است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3).
فرهنگ عمید
خار.
خاریدن#NAME?
فرهنگ معین
[ په . ] (اِ. ) ۱ - گیاهی که دارای شاخه های باریک و نوک تیز و خراشنده است ، شوک . ۲ - هر یک از سیخ های نوک شاخه های درختان ، تیغ درخت . ۳ - هر چیز نوک تیز و خراشنده . ۴ - هر یک از تیغ های مهرة گردن .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
سالم – در سلامت – خوب – سرحال – در سانسکریت سوپوس soooos گفته ...
/khaar/ سالم – در سلامت – خوب – سرحال – در سانسکریت سوپوس soooos گفته شود
گویش اصفهانی
تکیه ای: ti / tiyâl
طاری: xâr
طامه ای: xâr / gone / ti
طرقی: xâr / tiyal
کشه ای: xâr
نطنزی: xâr / ti
گویش بختیاری
خار.
مترادف و متضاد
خاربن، خلنگ ≠ گل، گلبن
۱. خاربن، خلنگ ≠ گل، گلبن
۲. خاشاک، خس، خسک
۳. شوک، غاز
۴. تیغ
۵. سنگ خارا، خارا
۶. گیر
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] به تیغ روی ساقه برخی گیاهان خار گفته می شود که از این عنوان به مناسبت در باب حج به کار رفته است.
در حرمت کندن گیاهان حرم فرقی بین گیاه خار دار و غیر آن نیست.
در حرمت کندن گیاهان حرم فرقی بین گیاه خار دار و غیر آن نیست.
wikifeqh: خار
واژه نامه بختیاریکا
داسِه؛ هار؛ دِرِّه
فرهنگستان زبان و ادب
{spike} [زیست شناسی-میکرب شناسی] نوعی برجستگی بر روی سطح ذرۀ ویروسی
{spine} [زیست شناسی- علوم گیاهی] برگی نوک تیز یا بخشی نوک تیز از برگ که شامل دُمبرگ یا رگبرگ اصلی یا رگبرگ دومین یا برگچه یا گوشواره است
{spine} [زیست شناسی- علوم گیاهی] برگی نوک تیز یا بخشی نوک تیز از برگ که شامل دُمبرگ یا رگبرگ اصلی یا رگبرگ دومین یا برگچه یا گوشواره است
