معانی کلمه : حیوانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مربوط به حیوان.
۲. مانند حیوان.
۳. (حاصل مصدر ) [قدیمی] حیوان بودن.
۲. مانند حیوان.
۳. (حاصل مصدر ) [قدیمی] حیوان بودن.
فرهنگ فارسی
حیوان بودن ماهیت جانور داشتن .
مترادف و متضاد
بهیمی
جانوری ≠ انسانی
۱. جانوری
۲. بهیمی ≠ انسانی
۳. شهوانی، نفسانی ≠ روحانی
۴. وحشیگری ≠ تمدن، فرهیختگی
۵. غریزی
فرهنگ فارسی ساره
جانوری، ددوش
