معانی کلمه : حیران یزدی
لغت نامه دهخدا
حیران یزدی. [ ح َ ن ِ ی َ ] ( اِخ ) هدایت نویسد: نام او محمدعلی از شاعران و دانشمندان دارالعباد است و در مدرسه مصلی بتدریس اشتغال داشت. او راست :
خیالت الفتی دارد بویرانخانه دلها
نمیدانم چه میجوید در این ویرانه منزلها.
مرا با دل چکار آن کشور تست
اگر آباد اگر ویرانه باشد.
خیالت الفتی دارد بویرانخانه دلها
نمیدانم چه میجوید در این ویرانه منزلها.
مرا با دل چکار آن کشور تست
اگر آباد اگر ویرانه باشد.
فرهنگ فارسی
هدایت نویسد : نام او محمد علی از شاعران و دانشمندان دار العباد است و در مدرس. مصلی بتدریس اشتغال داشت .
