حیا. [ ح َ ] ( از ع ، اِ ) فراخی سال و حال. || باران. و بمد آخر [ حیاء ] نیز آمده. ( منتهی الارب )( اقرب الموارد ). باران بهاری. ( دهار ). باران که زمین زنده کند. ( مهذب الاسماء ). || گیاه از آنجا که از باران ناشی میشود. || پیه و روغن. ( اقرب الموارد ). || شرم. ( آنندراج ). در تداول فارس زبانان ، به معنی حیاء و شرم و آزرم باشد وآن انحصار نفس است در وقت استشعار ارتکاب قبیح جهت احتراز و استحقاق مذمت...
فرهنگ عمید
شرم.
فرهنگ معین
(حَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - باران . ۲ - فراخی سال .
فرهنگ فارسی
شرم، آزرم، پرهی و ودداری ازامری ازبیم ملامت ( اسم ) ۱ - باران . ۲ - فرخی سال .
دانشنامه عمومی
حیا حالتی درونی است که موجب می شود انسان به دلیل سرزنش درونی خود یا دیگران از کارهای زشت دوری کند.حیا از ریشه «ح ی و» یا «ح ی ی»، مفهومی است که در معارف اسلامی بیان و به آن پرداخته شده است.محمدباقر مجلسی در تعریف حیا می گوید:حیا ملکه ای نفسانی است که موجب گرفتگی روح از زشتی و انزجار آن از خلاف آداب از ترس ملامت می شود.در روایات شیعی حیا به عنوان لباس اسلام و اخلاقی که اسلام با آن شناخته می شود، مع...
[ویکی فقه] حَیاء، یکی از مهم ترین صفات پسندیده نفسانی است که تاثیر فراوانی بر حوزه های مختلف زندگی اخلاقی با نقش بارز بازدارندگی، و در شرع مقدس بر آن تاکید شده که مقابل آن صفت رذیله بی شرمی قرار دارد؛ از حیا در باب های طهارت، زکات، حج و جهاد سخن گفته اند.حیاء از ریشه «ح ی و» یا «ح ی ی»، به معنای شرم داشتن و و آزَرم و خجالت است که در مقابل آن «وقاحت» و بی شرمی قرار دارد.«تَوبَه» (از ریشه وأب) و «حِ...