معانی کلمه : حکمان
لغت نامه دهخدا
حکمان . [ ح َ ک َ ] (ع ص ) تثنیه ٔ حکم در حالت رفعی . در حالت نصبی و جری حکمین . و چون مطلق گویند مراد عمروبن العاص و ابوموسی اشعری باشد. (منتهی الارب ). رجوع به حکمین شود.
فرهنگ فارسی
نام موضعی است به بصره منصوب به حکم ابن العاس ثقفی والف و نون حکمان حرف نسبت است
