معانی کلمه : حکما
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
حکیم#NAME?
= حکیم
فرهنگ معین
( حکماً ) (حُ مَ نْ ) [ ع . ] (ق . ) ظاهراً، به احتمال قوی .
فرهنگ فارسی
۱ - البته قطعا . ۲ - بدون تعلل بی درنگ .
در حکم
در حکم
مترادف و متضاد
حکمتدانان، حکیمان، دانایان، فلسفهدانان، فلاسفه، دانشمندان، فیلسوفان، عالمان، علما، فرزانگان، خردورزان ≠ جهال
۱. حکمتدانان، حکیمان، دانایان، فلسفهدانان، فلاسفه، دانشمندان، فیلسوفان، عالمان، علما، فرزانگان، خردورزان ≠ جهال
۲. طبیبان، پزشکان
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
فرزانگان
