کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : حویلی
تلفظ بین المللی :
/havˈili/
تلفظ :
[hav'ili]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
حویلی باتا
حویلی بهادرشاه
حویلی لکها
حویلی مجوکه
ناحیه حویلی
تحصیل حویلیان
حویلیان
علی حویزی
قاضی حویزی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
حویلی. [ ح َ ]( ع اِ ) اماله حوالی است که بتصرف فارسیان بکسر لام و یای معروف باشد و الاّ حوالی در حقیقت بفتح لام است.( غیاث ) ( آنندراج ) ( بهار عجم ). رجوع به حوالی شود.
کلمات مرتبط
حویلی باتا
حویلی بهادرشاه
حویلی لکها
حویلی مجوکه
ناحیه حویلی
تحصیل حویلیان
حویلیان
علی حویزی
قاضی حویزی
نظرات