حوران . [ ح َ ] (رومی ، اِ) طرخون و آن سبزیی است که خوردن آن ذائقه را ببرد و قطع شهوت باه کند. (آنندراج ) (برهان قاطع). || پوست فیل . (اقرب الموارد). پوست پیل . (منتهی الارب ).
حوران . (ع ص ) حیران . ج ِ حائر. (منتهی الارب ). رجوع به حائر شود. || ج ِ حُواره . بچه ٔ ناقه همین که بزاید یا آنکه از شیر بازشده باشد. (آنندراج ) (منتهی الارب ). ج ِ حَوَر. (منتهی ...
دانشنامه آزاد فارسی
حَوران(به عبری: چوران، به معنی زمین گود) ناحیه ای به طول ۱۰۰ کیلومتر از شمال به جنوب و ۷۵ کیلومتر از شرق به غرب، در شمال رود اردن، جنوب دمشق، غرب جولان، و جنوب یرموک در سوریه. از کوه حرمون تا مرز اردن امتداد دارد. دشتی است پر از قله های مخروطی آتشفشانی، و ساکنانش بیشتر دروزهای مهاجر لبنانی اند که در قرن ۱۸ بدان جا کوچیدند. به سبب ریزش باران کافی و داشتن خاک بسیار حاصل خیز، کشت گندم و جو، حبوب و چغ...
فرهنگ فارسی
شهری است بدمشق نام ناحیتی نزدیک دمشق در راه دمشقئ حجاز .
دانشنامه عمومی
حوران (به عربی: حَوْران/حُوْران) فلاتی آتشفشانی و منطقه ای جغرافیایی در منطقهٔ شام در جنوب غربی سوریه است که تا گوشه ای از شمال غربی اردن کشیده شده است.