معانی کلمه : حمدان
لغت نامه دهخدا
حمدان . [ ح َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحیم الاثاربی . وی طبیب ، ادیب و شاعر و روز و شب در طلب دانش بود در مجالس دانشمندان و اهل ادب حاضر میشد و بعد از سال 554 هَ . ق . بمرد.
فرهنگ عمید
آلت تناسلی مرد.
فرهنگ معین
(حَ ) [ ع . ] (اِ. ) آلت تناسلی مرد.
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
آلت مرد، آلت مردی، ذکر، نره
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] حمدان (ابهام زدایی). حمدان ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • حمدان بن اشعث قرمط، حمدان قرمط رهبر و بنیان گذار جنبش قرمطیان در کوفه• حمدان بن حمدون، نیای سلسله آل حمدان
...
...
wikifeqh: حمدان
