حمام . [ ح ِ ] (ع اِ) ج ِ حُمَّة. (از منتهی الارب ). رجوع به حمة شود. || قضا و قدر مرگ . (منتهی الارب ). قضای موت وقدر آن . (از اقرب الموارد). مرگی . (مهذب الاسماء).
کبوتر.
۱. قضاوقدر.
۲. مرگ؛ موت.
محلی برای شستوشوی بدن؛ گرمابه.
(حَ) [ ع . ] (اِ.) کبوتر. ج . حمائم .
(حَ مّ) [ ع . ] (اِ.) گرمابه . ج . حمامات . ؛~ِ زنانه کنایه از: جای شلوغ و پر سر و صدا. (?(حمام (حِ) [ ع . ] (اِ.) مرگ ، موت .
تکیه ای: hamum / garmâva
طاری: hamum
طامه ای: hamum
طرقی: hamum / garmâva
کشه ای: hamum
نطنزی: hamum
کبوتر.
مرگ، موت
قضا، قدر، سرنوشت
امر مقدر، امر محتوم
آبزن، دوش، گرمابه، تابخانه
۱. امر مقدر، امر محتوم
۲. قضا، قدر، سرنوشت
۳. مرگ، موت