کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حلولی | کلماتور
معانی کلمه : حلولی
تلفظ بین المللی :
/holˈuːli/
تلفظ :
[hol'u:li]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حلولیه
حلولیان
فرقه حلولیه
سری حلاّلیت افزا
غیاث حلوایی
کدو حلوایی
حصولی
خاصیت نفوذ و حلول
حلالیت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
حلولی. [ ح ُ ] ( اِخ ) رجوع به حلولیة شود.
فرهنگ عمید
معتقد به حلول.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- کسی که معتقد به حلول باشد . ۲ - کسی که بحلول روح خدا در آدم و پس از او در انبیای دیگر یا محمد بن عبد ا... قایل باشد. بعضی از غالیان شیعه بحلول روح خدا در علی و فرزندان او هم قایل شده اند.
مترادف و متضاد
تناسخی مذهب، حلولگرا، حلولیه
کلمات مرتبط
حلولیه
حلولیان
فرقه حلولیه
سری حلاّلیت افزا
غیاث حلوایی
کدو حلوایی
حصولی
خاصیت نفوذ و حلول
حلالیت
نظرات