حلمی . [ ح َ ] (اِخ )هلمی . نام موضعی بهزار جریب از ناحیه ٔ مواضع. رجوع به سفرنامه ٔ استرآباد و مازندران رابینو ص 124 شود.
حلمی . [ ح ِ ] (اِخ ) یکی از شعرای ایران و از اهالی اصفهان است . او راست :بارها گفتم بخود کز دل غمش بیرون کنم دل نمی خواهد که باشد بی غم او چون کنم .(از قاموس الاعلام )....
فرهنگ فارسی
ملا مقیم یکی از شعرای ایران و از اهل کاشان است و در زمان داراشکوه مدتی در هندوستان اقامت گزید