حلقة. [ ح َ ل َ ق َ ] (ع اِ) ج ِ حالق . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به حالق شود.
حلقة. [ ح ِ ق َ ] (ع مص ) برای نوع و حالت است از حلق ، چون جِلسة از جلوس . (منتهی الارب ). رجوع به حلق شود.
به گوش ( ~. بِ) [ ع - فا. ] (ص مر.) مطیع ، فرمانبردار.
(حَ قِ) [ ع . حلقة ] (اِ.) 1 - هرچیز مدور و دایره شکل که میانش خالی باشد. 2 - دایره . 3 - انجمن ، مجلس ، گروه . 4 - زره .
زنجیر
ربقه
زنجیر
انگشتری
چنبر، چنبره
چین و شکن، پیچ و تاب
چنبر، چنبره، دایره، دور، گرد، مدور
انجمن، جرگه، سلسله، سلک، گروه، مجمع، محفل، مدار، معشر
۱. انجمن، جرگه، سلسله، سلک، گروه، مجمع، محفل، مدار، معشر
۲. چنبر، چنبره، دایره، دور، گرد، مدور
۳. انگشتری
۴. ربقه
۵. چین و شکن، پیچ و تاب
۶. گوشواره
۷. زنجیر
چنبر، چنبره