Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حلحال

تلفظ بین المللی : /hˈalhɑl/ تلفظ :‌ [h'alhAl]
لغت نامه دهخدا
  • روابط خطی انرژی حلاّل پوشی
  • زیست حلاّل شویی
  • سری حلاّلیت افزا
  • سیم حلال
  • کاتیون حلاّل
  • کمک حلاّل
  • محصول حلاّل شویی
  • مجموعۀ حلاّل
  • نان حلال
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حلحال. [ ح َ ] ( ع اِ ) اسم است حلحلة را. ( اقرب الموارد ) :
ناج اذا زجرالرکائب خلفه
فلحقنه و ثنین بالحلحال.
کثیر ( از اقرب الموارد ).
رجوع به حلحلة شود. || استوقدوس و آن گیاهی است. ( فرهنگ فارسی معین ).

کلمات مرتبط

  • روابط خطی انرژی حلاّل پوشی
  • زیست حلاّل شویی
  • سری حلاّلیت افزا
  • سیم حلال
  • کاتیون حلاّل
  • کمک حلاّل
  • محصول حلاّل شویی
  • مجموعۀ حلاّل
  • نان حلال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات