Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حلاق

تلفظ بین المللی : /halˈɑq1/ تلفظ :‌ [hal'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • قاسم حلاق
  • قاسمی حلاق
  • وائل بن حلاق
  • حلاقت
  • حلاقه
  • حلاقیم
  • عین حلاقیم
  • ناحیه عین حلاقیم
  • دُش پروردگی چشمی ـ حلقی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

حلاق . [ ح ِ ] (ع اِ) صف . (منتهی الارب ). رده . || رأس جیدالحلاق ؛ سر نیک سترده موی . (منتهی الارب ).

حلاق . [ ح ُ ] (ع اِ) درد حلق . (از منتهی الارب ). || تسکین نیافتن ماده خر و همچنین زن از گشنی و باردار نشدن بر آن . (منتهی الارب ).

حلاق . [ ح َ / ح َ ق ِ ] (ع اِ) مرگ . (منتهی الارب )(غیاث ). مبنی بر کسر به معن...

فرهنگ عمید

آرایشگر#NAME?

= آرایشگر

فرهنگ معین

(حَ لّ ) [ ع . ] (ص فا. ) سلمانی ، موتراش .

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه موی سر و ریش دیگران را میتراشد سر تراش سلمانی .
درد گلو تسکین نیافتن ماده خر و همچنین زن از گشنی و باردار نشدن بر آن

مترادف و متضاد

آرایشگر، سرتراش، سلمانی


کلمات مرتبط

  • قاسم حلاق
  • قاسمی حلاق
  • وائل بن حلاق
  • حلاقت
  • حلاقه
  • حلاقیم
  • عین حلاقیم
  • ناحیه عین حلاقیم
  • دُش پروردگی چشمی ـ حلقی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات