معانی کلمه : حق الله
فرهنگ عمید
۱. حقی که خداوند بر بنده دارد.
۲. [مجاز] طاعت، امر، و عبادتی که شرع دستور انجام آن را داده است، مانندِ نماز، روزه، و سایر فرایض مذهبی.
فرهنگ معین
( ~ُ لا ) [ ع . ] (اِمر. ) اجرای اوامر خدا و طاعت و عبادت او.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) اجرای اوامر خدا و طاعت و عبادت او مانند اقامه فرایض و سنن . گویند این نوع حقوق از جانب خدا بخشیده میشود .
امری که مخالف آن اجرائ حد یا تعزیر ایجاد کند مقابل حق الناس
امری که مخالف آن اجرائ حد یا تعزیر ایجاد کند مقابل حق الناس
