Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حق الزحمه

تلفظ بین المللی : /hˌaq1q1ozzˈahmeː/ تلفظ :‌ [h,aq1q1ozz'ahme:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • حقالزحمه
  • حق الاختراع
  • حق الامتیازی
  • حق الضرب
  • حق العمل کار
  • حق الورود
  • حق السعی
  • حق الهی پادشاهان
  • حق البوق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

حق الزحمة. [ ح َق ْ قُزْ زَ م َ ] (ع اِ مرکب ) از زحمت مراد تعبی است که برای انجام کاری برند. مالی که دهند کسی را در ازای کاری که انجام کرده است . حق العمل . حق السعی .

( حق الزحمة ) حق الزحمة. [ ح َق ْ قُزْ زَ م َ ] ( ع اِ مرکب ) از زحمت مراد تعبی است که برای انجام کاری برند. مالی که دهند کسی را در ازای کاری که انجام کرده است. حق العمل. حق السعی....

فرهنگ عمید

مزد کار و زحمت، دستمزد.

فرهنگ معین

( ~ُ. زَّ مِ ) [ ع . ] (ص مر. ) دستمزد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) دستمزد دسترنج
از زحمت مراد تعبی است که برای انجام کاری برند

مترادف و متضاد

اجر، اجرت، حقوق، مزد، حق‌القدم

واژه نامه بختیاریکا

( حق الزحمه ( طی مسافت ) ) کرا پا

کلمات مرتبط

  • حقالزحمه
  • حق الاختراع
  • حق الامتیازی
  • حق الضرب
  • حق العمل کار
  • حق الورود
  • حق السعی
  • حق الهی پادشاهان
  • حق البوق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات